تبليغاتX
bluelands

من خواب دیده‌ام که کسی می‌آید

من خواب یک ستاره قرمز دیده‌ام

و پلک چشمم هی می‌پرد

و کفشم هی جفت می‌شود

و کور می شوم

اگر دروغ بگویم

کسی می‌آید

کسی دیگر

کسی بهتر

کسی که مثل هیچ کس نیست

و مثل آن کسی است که باید باشد

و قدش از درخت‌های خانه معمار هم بلندتر است

و صورتش

از صورت همه روشن تر

و می‌تواند

تمام حرف‌های سخت کتاب کلاس را

با چشم‌های بسته بخواند

من پله‌های پشت بام را جارو کرده‌ام

و شیشه‌های پنجره را هم شسته‌ام

کسی می‌آید

و شربت سیاه سرفه را قسمت می‌کند

سهم ما را هم می‌دهد

من خواب دیده‌ام ...

پ.ن:

* خيلي سرم را شلوغ كرده‌ام؛ خيلي. واقعا چرا؟

** مي‌خواهم اينجا را آب و جارو كنم؛ البته اميدوارم!

*** فيم "قبل از غروب" را ببينيد؛ بد نيست.

**** من از هيچ بودن‌ها/ از عشق نداشتن‌ها/ از بي‌كسي و خلوت انسان‌ها/ از مرگ آشنايي‌ها/ مي‌آيم

***** اين روزها مدام ياد فيلم‌هاي فاشيستي مي‌افتم. هواي سرد، مه زده، سكوت و ...!

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 10:23  توسط bahman  |