تبليغاتX
bluelands

1- "من او"ي رضا اميرخاني را اتفاقي خواندم؛ نمي‌دانم چرا. اگرچه خوب است؛ اما برخي بخش‌هايش نچسبيد ديگر.

2- علي موذني را با "شعر به انتظار تو" شناختم و چه قدر دوست مي‌دارمش.

3- احمد دهقان در "سفر به گراي 270 درجه" چنان تصويرسازي مي‌كند كه تصور مي‌كنيد در حال ديدن يك فيلم هستيد.

4- اگرچه اول فيلمش را ديدم؛ اما به خواندنش مي‌آرزيد. "شب‌هاي روشن و نازك دل" فئودور داستايوسكي را مي‌گويم.

5- چه قدر مي‌توان احساس نزديكي كرد با كارهاي خالد حسيني، "بادبادك‌باز" و "هزار خورشيد تابان".

6- جومپا لاهيري را در تمام كارهايش مي‌توان تحسين كرد؛ مانند "هم‌نام".

7- دنياي رمانتيك مصطفي مستور هم قابل تحسين است؛ "من داناي كل هستم".

8- اگرچه حسن بنی‌عامري را به سختي مي‌توان فهميد؛ اما تجربه‌اي است بس خوب؛ "لالايي ليلي".

9- امان از دست آنتون چخوف بزرگ در "زندگي من".

10- و درود بر ژوزه ساراماگو كبير و دوست‌داشتني كه در "بالتازار و بليموندا" و "هجوم دوباره مرگ" و ...

پ.ن:

* نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت/ پرده ی خلوت این غمکده بالا زد و رفت/ درد بی عشقی ما دید و دریغش آمد/ آتش شوق درین جان شکیبا زد و رفت

** چه قدر اين ايتاليايي زيبا مي‌سرايد در فيلم‌هايش؛ جوزپه تورناتوره. "زن غريبه" را بايد ديد؛ مانند ساير ساخته‌هايش.

*** حوصله نمايشگاه كتاب را ندارم؛ اما مي‌روم!

**** وقتي سيد وحيد بزرگوار فرمود كه بنويس، نوشتم. ببخشد كه وعده را كمي دير اجرايي كردم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:42  توسط bahman  |