تبليغاتX
bluelands

حالا بیا و خاطره ها را ورق بزن
زیبا! بیا، نهایت ما را ورق بزن

امشب دلم عجیب تو را شور می زند
شیرین بمان و شوری ما ورق بزن

در سرنوشت من ننوشتند نام تو
پنهان بیا! قضا و قدر را ورق بزن

گاهی هوای خانه چه دلگیر می شود
گاهی بیا و حال و هوا را ورق بزن

در امتداد این همه فریاد، ساکتم
زیبا! سکوت ممتد ما را ورق بزن

گویا غمت نشسته در عمق وجود من
عشقت بلاست درد و بلا را ورق بزن

اینجا تمام عقربه ها ایستاده اند
خوبم، بیا و ثانیه ها را ورق بزن

عکست میان چشم من انگار حک شده است
این پلک خیس رو به فنا را ورق بزن

فرهاد من! بیا که تو را داد می کشم
کوه عظیم فاصله ها را صدا بزن

دارم به چشم های تو ایمان می آورم
یکتای من! بیا و خدا را ورق بزن

امشب شکست بغض هجا در گلوی شعر
ای اشک! شاعرانه هجا را ورق بزن

پ.ن:
* این شعر از همیلا محمدی است که واقعا عالی سروده شده است.
** ما را چو روزگار فراموش کرده ای/ جانا! شکایت از تو کنم یا روزگار
*** گلشیفته فراهانی هم رفت. چرا باید در جامعه ای، افراد نقش بازی کنند؟
**** درس هم عجب مصیبتی است!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 1:45  توسط bahman  | 

And the sadest song under the sun above
Is to say goodbye to the ones you loved
But before you know you say goodbye
Ooh! Good time goodbye, it is time to cry
And the loudest cry under the sun above
Is ths silent goodbye from the ones you loved

 پ.ن:
* اين ترانه‌اي است از ملاني سافكا كه واقعا خوب خوانده شده است. او كه هميشه گيتار در دست است، هميشه به صلح‌طلبي معروف بوده و ليبرال است. ملاني هميشه گيتار به دسات است.
** جالب است، آدمي مانند اكبر گنجي كه در بي‌سوادي و حقارت انديشه‌هايش شكي نيست، وارد حوزه‌هايي مي شود كه در انتها، در آن هم غرق خواهد شد، فقط بايد كمي صبر داشت.
*** وقتي به حيات مردم و نگاهشان‌ مي‌نگري، غير از سطحي بودن و روزمرگي چيزي را نمي‌يابي. البته، خودت هم در اين گردابي. چه بايد كرد؟
**** "انتظار هيچ معجزتي ز مرده نيست؛ زنده باش." نمي‌دانم اين جمله را كجا خواندم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 17:17  توسط bahman  | 

شنيدم كه چون قوي زيبا بميرد
فريبنده زاد و فريبا بميرد
شب مرگ تنها نشيند به موجي
رود گوشه اي دور و تنها بميرد
در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب
كه خود در ميان غزل ها بميرد
گروهي بر آنند كه اين مرغ شيدا
كجا عاشقي كرد آنجا بميرد
شب مرگ از بيم آنجا شتابد
كز مرگ غافل شود تا بميرد
من اين نكته گيرم كه باور نكردم
نديدم كه قويي به صحرا بميرد
چو روزي ز آغوش دريا برآيد
شبي هم در آغوش دريا بميرد
تو درياي من بودي آغوش واكن
كه مي خواهد اين قوي زيبا بميرد

پ.ن:
* ماجراي مرگ قو هم در نوع خود شاهكار است. وقتي براي اولين بار شنيدم، باورم نمي‌شد؛ البته هنوز هم.
** ديدن انيميشن وال اي را توصيه مي‌كنم. واقعا جالبه!
*** درس و مشق هم شروع شد. ترم پيش كه همه چيز به خير گذشت؛ اميدوارم اين ترم هم چنين شود.
**** چقدر كندلوس زيبا است؛ هم فيلمش و هم منطقه‌اش. پير شدم و در اين ديار بودم، يكي از گزينه‌هاي زندگي من خواهد بود.

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 15:14  توسط bahman  | 

در اين زمانه بي هاي و هوي لال پرست
خوشا به حال كلاغان قيل و قال پرست
چگونه شرح دهم لحظه لحظه خود را
براي اين همه ناباور خيال پرست
به شب نشيني خرچنگ هاي مردابي
چگونه رقص كند ماهي زلال پرست؟
رسيده ها چه غريب و نچيده مي افتند
به پاي هرزه علف هاي باغ كال پرست
رسيده ام به كمالي كه جز انا الحق نيست
كمال دار براي من كمال پرست
هنوزم زنده ام و زنده بودنم خاري است
به چشم تنگي مردم زوال پرست

پ.ن:
* گر مي نخوري طعنه مزن مستان را/ بنياد مكن تو حيله و دستان را/ تو غره بدان مشو كه مي مي نخوري/ صد لقمه خوري كه مي غلامست آن را
** "اگر انسان ها مي دانستند كه عامل اساسي ترين خنده هاي آنها، هماهنگي مرموزي با گريه هاي آنهادارد، عظمت ديگري داشتند." علامه محمد نقي جعفري
*** وقتي فيلم فورست گامپ را مي ديدم، حس عجيبي داشتم. اگرچه فيلمي ساخته در دهه نود ميلادي است؛ اما واقعا ارزشمند است.
**** ماه رمضان ماه خوبي است. كاش بيش از اين قدرش را بدانيم؛ البته اگر اركان رسانه‌اي جمهوري اسلامي ايران اجازه دهند!

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 22:44  توسط bahman  |