تبليغاتX
bluelands

‌I feel so unsure
As I take your hand and lead you to the dance floor
As the music dies
Something in your eyes
Calls to mind a silver screen
And all those sad goodbye
I m never gonna dance again
Guilty feet have got no rhythm
Though is easy to pretend

Time can never mend
The careless whispers of a good friend
To the heart and mind
Ignorance is kind
Threr is no comfort in the truth
Pain is all you will find
؟What am I without you love

We could have lived this dance forever
But now
؟Who is gonna dance with me
Please stay
Now that you are gone
؟Was what I did so wrong
؟So wrong that you had to leave me alone
 
پ.ن:
* "باران يعني، تو برمي‌گردي": نزار قباني
**  نمي‌دانم چرا از فيلم "خواب زمستاني" كسي خوشش نمي‌آيد؛ فكر مي‌كنم داستان قابل تاملي دارد.
*** مدت‌ها پيش درباره مدرسي طباطبايي و كتاب "مكتب در فرآيند تكامل" نوشته بودم. چرا بسياري اين مجموعه را نمي‌فهمند؟
**** كاروان رفت و تو در خواب و بيابان در پيش/ كي روي؟ ره ز كه پرسي؟ چه كني؟ چون باشي؟
***** "هفت هشت روز مانده به رحلت،‌ ايشان هيچ جوابي به هيچ كس نمي‌داد و سخن نمي‌گفت. فقط زير لب زمزمه مي‌كرد؛ لا اله الا الله." شرح حال علامه واصل سيد محمدحسين طباطبايي كه قله‌اي ناديده است.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 19:25  توسط bahman  | 

به تو از تو می نویسم  
به تو ای همیشه در یاد
ای همیشه از تو زنده
لحظه های رفته بر باد 

وقتی از آزار پاییز
برگ و با غم گریه می کرد
قاصد چشم تو آمد
پیام روییدن آورد 

ای همیشگی ترین عشق
در حضور حضرت تو
ای که می سوزم سرپا
تا ابد در حسرت تو 

به تو نامه می نویسم
نامه ای نوشته بر باد
که به اسم تو رسیدم
قلمم به گریه افتاد

 به تو نامه می نویسم
ای عزیز رفته از دست
ای که خوشبختی پس از تو
گم شد و به قصه پیوست 

در گریز ناگزیرم
گریه شد معنای لبخند
ما گذشتیم و شکستیم
پشت سر پل های پیوند 

در عبور از مسلخ تن
عشق ما از ما فنا بود
باید از هم می گذشتیم
برتر از ما عشق ما بود 

پ.ن:
* مبارزه باروا را برابر افکار نادرست دینی دوست دارم؛ اما پایانش و برگشتش کمی باز و مبهم بود.
** با صدای بلند فریاد می زند: "نمی خواهم کسی منتظرم باشه." دلیل طلاقش همین بود.
*** هنوز در حقوق ایران (پیش یا پس از انتقلال اسلامی سال 57 فرقی ندارد)، خانواده تعریف نشده است.
**** "در پروس مرد حق قانونی برای کتک زدن همسرش را داشت. این قبیل مسائل منفی را چرا برای برخی جوامع بی اهمیت، اما برای کشورهای اسلامی بسیار مهم قلمداد می کنیم؟" آنه ماری شیمل

+ نوشته شده در  شنبه چهارم آبان 1387ساعت 22:19  توسط bahman  |