تبليغاتX
bluelands
به سينه مي زندم سر، دلي كه كرده هوايت
دلي كه كرده هواي كرشمه‌هاي صدايت
نه يوسفم، نه سياوش، به نفس كشتن و پرهيز
كه آورد دلم اي دوست! تاب وسوسه‌هايت
ترا ز جرگه‌ي انبوه خاطرات قديمي
برون كشيده‌ام و دل نهاده‌ام به صفايت
تو سخت و دير به دست آمدي مرا و عجب نيست
نمي‌كنم اگر اي دوست، سهل و زود، رهايت
گره به كار من افتاده است از غم غربت
كجاست چابكي دست‌هاي عقده‌گشايت؟
به كبر شعر مَبينم كه تكيه داده به افلاك
به خاكساري دل بين كه سر نهاده به پايت
"دلم گرفته برايت" زبان ساده‌ي عشق است
سليس و ساده بگويم: دلم گرفته برايت!

پ.ن:
* من و باد صبا مسکین دو سرگردان بی حاصل/ من از افسون چشمت مست و او از موی گیسویت
** از هر زاویه ای که به حرکت عاشورا نگاه می کنی بزرگ است و پر از معنا.
*** کتاب "عاشقانه ها" از سید ابراهیم نبوی را توصیه می کنم که ورقی بزنید.
**** "قسمت نبود!" :پشت یک کامیون نوشته بود.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1387ساعت 1:48  توسط bahman  |