در حکایت ها خوانده ایم که روزی رودخانه ای عاشق دختری شد...
روانم درست به هیات همان رودخانه است که تو را دوست می دارد. به زودی روانم آرام می شود و مجال می دهد که تصویر تو بی هیچ حرکتی به تمامی در وی انعکاس یابد. به زودی غره می شود که تصویرت را به چنگ آورده است. آنگاه موج ها خواهند خروشید تا مانع از آن شوند که دوباره بگریزی. به زودی روانم به سطح خود چین و شکن می دهد تا با تصویرت بازی کند. در این میان تو را از کف می دهد؛ آن گاه موجش سیاه می شود و مردد.
روانم چنین است؛ چون رودخانه ای که عاشق تو شده است.
پ.ن:
* متن بالا متعلق به کی یر که گور است؛ خطاب به دختری که دوستش می داشت.
** "برگ از درخت خسته میشه؛ پاییز بهانه است": یک کامیون نوشته
*** "و کس نمی داند/ که در فراق تو دیگر/ چگونه خواهم زیست/ چگونه خواهم مرد": حمید مصدق
**** درس خواندن لذت بخش ترین کار زندگی است؛ اگر کار دیگری نداشته باشی.
+
نوشته شده در یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 16:27  توسط bahman
|
پايان تلخ بهتر از تلخيه بيپايانه ...
+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 23:40  توسط bahman
كسي سر از راز چشمانت در نميآورد ...
پ.ن:
* واقعا صحبتهاي محمد مجتهد شبستري اينقدر هتاكانه و بيشرمانه بود؟
** "من حاضرم بميرم؛ اما تو زنده باشي" : رضا صادقي
***فيلمهاي بان كي مون را بايد ديد؛ با لذت انديشيدن.
**** كار دل من و تو ديگه از عاشقي گذشته، بيا با هم نذاريم روياي دريا بميره ...
***** گاه بايد دچار بود.
+
نوشته شده در یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 11:21  توسط bahman
|
+
نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 14:38  توسط bahman
آب اگر چه بی صداترین ترانه بود
تشنگی بهانه بود
من به خواب های کوچک تو اعتماد داشتم
چشم های عاشق تو را به یاد داشتم
می وزید عطر سیب
سمت خواب های ساده و نجیب
من به جست و جوی تو
در هوای عطر موی تو
زیر چتر روشن ستاره ها
تا هنوز عاشقم
تا هنوز صبر می کنم
ابر می رسد
باد مویه می کند
چکه چکه از گلوی ناودان
یاس تازه می دمد
تا هنوز تشنه ام
تا هنوز تشنگی بهانه است
آب بی صدا ترین ترانه است
پ.ن:
* برخی چیزها است که کسی درکش نمی کند، بغض پنهان است.
** رمان "گنجشک ها بهشت را می فهمند" از حسن بنی عامری.
*** چقدر فیلم "کتاب خوان" برایم لذت بخش بود.
**** حساب تعداد بارهایی که فیلم "ستاره می شود" را دیده ام، از دستم در رفته است!
***** ...
+
نوشته شده در یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 10:1  توسط bahman
|