تبليغاتX
bluelands
وقتی دیدم تو چشمات
یه دنیا غم نشسته
بغض سیاه حسرت
راه گلوتو بسته
برای آخرین بار
دست منو گرفتی
وقتی هنوز نرفته
بهونه می‌گرفتی تو

وقتی که گفتی نرو
گریه امونم نداد
وقتی می‌خواستم بگم
میخوام بمونم باهات
به جاده دل سپردم
غم‌ها رو بی‌تو بردم
منو نبر از یادت
منی که بی تو مردم

پ.ن:
* يوسف! به اين رها شدن از چاه دل مبند/ اين بار مي‌برند كه زنداني‌ات كنند
** "تنها راه شناختن يك نفر، دوست داشتن او بدون هيچ اميد است": والتر بنيامين
*** فيلمي چيني ديدم به نام "رسيدن به خانه"؛ بس ديدني بود.
**** نمي‌دانم چرا؛ اما همچنان از جلال آل‌احمد خوشم نمي‌آيد.
***** باز هم بر اين باورم كه شجريان انسان‌ بزرگي نيست؛ فرصت‌طلبي كاسب‌پيشه است.

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 12:54  توسط bahman  | 

يك روز خواهد شد؛ ‌آنچه مي‌بايد.
+ نوشته شده در  جمعه دهم مهر 1388ساعت 15:20  توسط bahman